مرتضى مطهري
131
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ذكر مىكند . از نظر حشره اى كه يك دورهء سال را درك نمىكند و تاريخ و حافظهء اجتماعى هم ندارد ، تجديد حيات زمين امرى عجيب در حد ناشدنى است ، اما از ديد وسيع موجودى مانند انسان امرى ضرورى و حتمى است . به قول نظامى ( ظاهراً ) : تو پندارى جهانى غير از اين نيست زمين و آسمانى غير از اين نيست همان كرمى كه در سيبى نهان است زمين و آسمان او همان است رجوع شود به دفتر « مبدأ و معاد » . د . راه چهارم از راه حكمت و عنايت است ( 1 ) و اينكه جهان و انسان بر عبث نيست ، جهان براى انسان و انسان براى بازگشت به حق آفريده شده است . دربارهء خلقت انسان مىفرمايد : افحسبتم انما خلقناكم عبثاً و انكم الينا لاترجعون . تعريف عبث : در تقرير عبث بودن خلقت با فرض نبود قيامت ، بيانهاى متكلمانه اى شده است ( 2 ) ولى هيچ كدام از آنها درست نيست . اول بايد ببينيم معنى عبث چيست ؟ عبث را چگونه بايد تعريف كنيم ؟ آيا عبث يعنى كارى كه غايتى معقول - كه عقل عملى حكم به بايدِ آن كند - نداشته باشد ؟ يا كارى كه هويتش اين باشد كه براى نتيجه اى است ، اگر كسى انجام دهد به شكلى كه آن نتيجه بر آن مترتب نشود عبث است . مثلًا بذرى در زمينى كشته شود كه قطعاً خود كارنده يا عامل
--> ( 1 ) اين راه و راه پنجم مربوط مىشود به اينكه نبود قيامت مستلزم امرى محال است و عليهذا آنجا كه ذات خداوند پايهء استدلال قرار گرفته ، خود به دو برهان منتهى مىشود : يكى از راه عدل پروردگار كه در صفحات 134 ، 135 و 140 خواهد آمد و يكى ديگر از راه حكمت و نفى عبث است . ( 2 ) رجوع شود به كتاب به سوى جهان ابدى . ما حواشىاى بر آنجا نوشتهايم .